|
قدوس قدوس، حیرانی پرستاری است که در کنار بیمار روانی درسها آموخته است
| |||||
![]() فریادهای آقای بهجت (ره) هنگام سلام نماز برای من سئوال شده بود،
گفتم اگر ندانم چرا فریاد میکشد دیگر برای نماز به قم نمیروم.
«تهران زندگی میکردم، کارم در زمینه کامپیوتر بود، روزی از تلویزیون یکی از نمازهایی را که آیتالله بهجت (ره) میخواندند را دیدم و لذت بردم. تصمیم گرفتم به قم بروم و نماز جماعتم را به امامت آیتالله بهجت (ره) بخوانم، همین کار را هم کردم، به قم رفتم، دیدم بله همان نماز باشکوهی که در تلویزیون دیدم در قم اقامه میشود، نمازهای پشت آقا بسیار برایم شیرین و لذت بخش بود، برنامهام را طوری تنظیم کردم که هر روز صبح بروم قم و نماز صبحم را به امامت آقای بهجت بخوانم و به تهران برگردم. یک سال کارم همین شده بود، هر روز صبح میرفتم قم نماز میخواندم و برمیگشتم، در این زمان شیطان هم بیکار ننشسته بود، هر روز مرا وسوسه میکرد که چرا از کار و زندگی میزنی و به قم میروی؟ خوب همین نماز را در تهران بخوان و … . کم کم نسبت به فریادهای آیتالله بهجت (ره) هنگام سلام دادن آخر نماز حساس شده بودم، آخه چرا آقا فریاد میکشه؟ چرا داد میزنه؟ چرا با درد سلام میده؟ حساسیتم طوری شده بود که خودم قبل از سلامهای آقا سلام میدادم. به خودم گفتم من اگر نفهمم چرا آقا موقع سلام آخر نماز فریاد میکشه دیگه نمیام قم نماز بخونم، همون تهران میخونم، این هفته هفته آخرمه … یک روز آومدم و رفتم دم درب منزل آقا، در زدم، گفتم باید بپرسم دلیل این فریادهای بلند چیه، رفتم دیدم آقا میهمان داشتند، گوشه اتاق نشستم و در افکار خودم غوطهور شدم، تو ذهن خودم با آقا حرف میزدم، آقا اگر بهم نگی میرم هان! آقا دیگه نمیام پشتت نماز بخونم هان! تو همین افکار بودم که آیتالله بهجت انگار حرفامو شنیده باشه سر بلند کرد و به من خیره شد، به خودم لرزیدم، یعنی آقا فهمیده من چی میگفتم؟ من که تو دلم گفتم، بلند حرفی نزدم، چطور شنید؟ سرم را پایین انداختم و آرام از مجلس خارج شدم و به تهران برگشتم، در راه دائما با خودم میگفتم آقا چطور حرفهای من را شنید؟ در همین افکار بودم تا اینکه شب شد و خوابیدم، در خواب دیدم پشت آیتالله بهجت (ره) ایستادم و در صف اول نماز میخوانم، متعجب شدم، در بیداری اصلا نمیتوانستم به چند صف جلو برسم چه برسد به اینکه برم صف اول! خوشحال بودم و پشت آقا نماز میخواندم، یک دفعه تعجب کردم، دیدم در جلوی آقا، روبروی محراب یک دربی باز است به یک باغ بزرگ و آباد، آخه این در رو کی باز کردند؟ اصلا قم چنین باغ بزرگی نداره، تعجب کردم، باغ سر سبز و پر از میوهای بود، خدای من این باغ کجا بوده؟ در همین افکار بودم که به سلام آخر نماز رسیدیم، در انتهای نماز و هنگام سلام نماز درب باغ محکم بسته شد، یک لحظه از خواب پریدم. یعنی من خواب بودم؟ آقا جواب سئوال من رو در خواب دادند، پس راز این فریاد بلند آقا هنگام سلام نماز درد دل کندن از آن باغ آباد و بازگشت به زمین خاکی بود؟ به دلیل این درد آقا فریاد میکشید، من جواب سئوالم رو گرفته بودم و پس از آن سه سال دیگر عاشقانه هر روز صبح برای نماز به قم میرفتم و سپس به تهران بازمیگشتم تا آقا رحلت کردند.» این مطالب خاطرات یکی از نمازگزاران حضرت آیتالله العظمی بهجت (ره) بود که توسط پسر این مرجع تقلید فقید در مراسم سالگرد حضرت آیتالله بهجت (ره) در مسجد صاحب الزمان (عج) ورامین بازگو شد. ![]() [ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 0:46 ] [ حیران ]
![]() "فاطمه زهرا (س)" آسمان بلند و رفیعی است که در آغوش آن ستاره های فروزان ولایت قرار گرفته است. "امام خامنه ای" [ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 2:50 ] [ حیران ]
![]() سلام و درود خدا بر مادر آسمان و زمين [ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 2:44 ] [ حیران ]
براستی همنشینی با اولیاء خدا روحی تازه به انسان می بخشد.. در هربار توفیق دیدار با حضرت آیت الله ناصری، حالتی از شعف و خنکی وصفناشدنی تمام وجودم را پر می کند.... این چگونه اکسیری است همراه این مرد خدا...؟ [ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 18:42 ] [ حیران ]
![]() برای اونایی که هوای چشمشون خیس بارونه [ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 1:31 ] [ حیران ]
از همان 4-5 سال پیش که مشغول بکار شدم،دیدمش اولین بار بود که بستری میشد 5 سال بود معتاد به هروئین بوده و توسط شوهرش معتاد شده بود بیچاره وقتی می فهمد شوهرش معتاد است قصد طلاق می گیرد ، بعد شوهرش با حیله او را معتاد می کند حالا طلاق گرفته بود،شوهرش ترک کرده بود، و خودش به کراک گرفتار شده بود و خیلی مسائل دیگه... جند روز پیش وقتی دیدمش نشناختمش،صورت زیبایش کریه و سیاه شده بود .وشیشه هم به مواد مصرفی اش اضافه شده بود. حال او حال گرفتاری را می ماند که به نجاتش امیدی نیست... اصرار داشت حرف بزند و واقعیتی را تعریف کند.. نشست.. صبا اهوازی بود و بیشتر زندگیش آنجا بود و جلسات مصرف شیشه اش هم اهواز بود.. گفت: این بار وقتی شیشه کشیدیم 3 نفر بودیم.نفر سوم نکشید.. ما دوتا وقتی مصرف کردیم،حس کردم بالا رفتم،آنقدر که از زمین کنده شدم، و بعد با کسی مشغول گفتگو شدم که نمی دیدمش.. او برایم از اهل بیت و امام علی حرف زد و باورهای گروه علی اللهی.. وقتی حالتم برگشت،هیچ کدام آن 2نفر نشنیده بودند... و من برای هر کسی تعریف کردم ، گفتند اینها واقعی است و کسی تا بحال نگفته است.. و بعد با اعتماد بنفس کاذبی که از عدم بینش نسبت به بیماریش بود شروع به سخنرانی غرا کرد... از امامان گفت،که درست است آدمهای خوبی هستند ولی مگه میشه کسی معصوم باشه و اصلا معصوم باشه کی گفته باید رهبر و ولی ما باشند.. و یک عالمه حرفهای چرند و پرند در مورد اهل بیت و امامان و مخصوصا حضرت علی اول خنده ام گرفت...که یک معتاد بی مصرف حالا اهل تفکر و خطابه شده.. وقتی اندیشه کردم... به حال اسلام مظلومیت اهل بیت حضرت علی و جامعه ،غصه خوردم... آری ؛دشمنان اسلام آنقدر جرات یافته اند که جلسات مصرف شیشه را به جلسات فرهنگی علیه اسلام و قرآن و اهل بیت بدل کنند.. و آنهنگام که عقل آدمی بواسطه مصرف مواد زایل میشود، حرفهای بی اساس را جایگزین آن کنند [ جمعه هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 12:32 ] [ حیران ]
وقتي حضور شهيد عسگري را در ميان بچه هاي موسسه حس كردم ، گويي لحظاتي مهمان آسمان و آسمانيان هستيم خيال آنكه ما به آسمان دعوت شده ايم، يا از آسمان مهماني را پذيرا هستيم، مدت زماني كه نمي دانم چقدر بود،فاصله من را از زمان و مكان نا معلوم مي كرد. شهيد 16 ساله كه شب شهادت حضرت زهرا و به قول مداح ،با قد رشيدي چون علي اكبر رفته بود و با قدي چون كوچكي علي اصغر برگشته بود...
[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 11:44 ] [ حیران ]
[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 11:8 ] [ حیران ]
بيچاره رئيس نظام پرستاري اصفهان با همان لحن آرامش خيلي سعي كرد پشت تريبون فرياد بزند: پرستار عضوي از يك تيم درماني است ،و با او به همان مناسبت پزشك بايد رفتار شود و عدالت حقوقي رعايت گردد. ولي همان مجري كذايي روز جشن كه صداي خود را رسا مي دانست ،رو به رئيس دانشگاه و رئيس دفتر پرستاري و نظام پزشكي كشور و هر رئيسي كه كنار آنها نشسته بود كرد و گفت: همه ما قبول داريم كه پرستار بازوي راست پزشك است و ... و آنها بر حسب عادت يا لبخند زدند يا نشنيدند يا مشغول خوردن بودند و يا گوششان عادت كرده بود به هر چه تعريف و كلمات ناشايست از پرستاري در خاطرم گذشت... يك شب حدود 2ساعت از شيفت گذشته بود،يكي از بيماران كه فرداي آن روز مرخص بود يكمرتبه دچار استفراغ شديد شد. بلافاصله بالاي سرش رفتيم و با وجود اه و پيف سايرين ، علائم حياتيش را كنترل كرديم. با دكتر تماس گرفتيم ،وقتي در بخش حاضر شد از دور نگاهي به مريض انداخت و بدون معاينه نشست كه نوت بگذارد. گيج شده بود حتي نمي دانست چه چيز را بررسي كند... بعد گوشي همرامش را برداشت و با شوهر دكترش مشغول مذاكره شد خنده ام گرفت با همكارم، بيمار رنگ پريده را كه دچار لرز شده بود و بيقراري شديد داشت روي تخت خوابانديم ، EKG گرفتيم ،معاينه كامل كرديم. دكتر كه از مذاكرات هم نتيجه نگرفته بود ،پرسيد EKG براي چه ،سونداژ چرا؟؟ ما هم تشخيص هاي احتمالي را برايش گفتيم و تمام پرونده بيمار را از نظر تغييرات الكتروليتي و عوارض داروهاي اخير و شرح حال چند روز گذشته بررسي كرديم.. معلوممان شد بيمار چند روز پيش داروي جديدي دريافت كرده كه رنگ ادرارش راتغيير داده و چون "nevroz" بوده دچار ترس و اضطراب شديد و احتباس ادرار بمدت 2 روز شده و همين ،بيمار را دچار اختلال الكتروليتي و نهايتا واكنش بدن بصورت استفراغ كرده بود. و پزشك هر آنچه ما گفتيم و انجام داديم نسخه كرد . حالا كي بازوي راست كيه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ [ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 ] [ 12:30 ] [ حیران ]
در لا بلای صندلیهای شکیل چیده شده برای پرستاران به دنبال یک جای مناسب بودم که هم دید خوبی داشته باشد و هم زود بتوان در رفت. کنار یک خانم که بنظر خسته بود توقف کردم، _ببخشید میشه بشینم؟ و او که فقط از حرکت سرش فهمیدم میشود نشست. همان اول تشنگیم را با یکی از لیوانهای آب روی میز برطرف کردم که متوجه نوشته روی میز شدم، مخصوص برگزیدگان پرستاری کمی بیشتر دقت کردم و متوجه نوار زرد رنگ دور گردن همان خانم و علامت روی سینه اش که نوشته بود ،پرستار برگزیده،شدم. من البته پرستار برگزیده نبودم؛ولی تا آخر همان جا نشستم. با بقیه پرستاران دور میز گرم صحبت بودیم که متوجه شدم پرستار برگزیده 10 سال سابقه کار دارد.و غصه داشت که روز بیکاریش را باید در این هیاهو ی بی فایده بگذراند. چند دقیقه بعد متوجه ورود آقای میرزابیگی، رئیس سازمان نظام پرستاری کشور شدم،مجری هم به حضور ایشان تاکید کردو برای سخنرانی دعوت. حین سخنرانی آن پرستار برگزیده به سمت من خم شد و گفت: میرزابیگی کیه؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!! دلم برایش سوخت.... نیمه های مجلس بود که جناب کامران با همسر گرامشان ،اخوان ،با یال و کوپال وارد شدند و همه مسئولین صدر نشین قیام کردند و البته نظم برنامه را جند دقیقه ای بهم زد و مجری باز هم حضور ایشان را فرخنده داشت. موقع سخنرانی کامران،همان پرستار پرسید: _کامران کیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ _گفتم ،نماینده دیگه. _نماینده اصفهان؟؟؟؟؟؟؟ _بله _خانمش چیکارست؟؟؟؟؟؟؟ _او هم نماینده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ و باز هم دلم برایش سوخت.......... [ جمعه یکم اردیبهشت 1391 ] [ 11:28 ] [ حیران ]
امروز 31 فروردين قضاي روز پرستار بودكه در دانشگاه برگزار مي شد. جشني كه هنر پرستاري يا علمي بودنش يا صبوريش را نديدم و مثل هميشه كه اينجور مراسمها معمولا به قربان صدقه رفتن مسولين از هم ميگذرد،گذشت. از فرمايشات مجري محترم كه بدليل غريبگي با اين حرفه خودش هم نميفهميد چه مي گويد،مثلا مي خواست از بيداري پرستار در شب بگويد و كم خوابي اش،فرمايش فرمود كه" هر كدام ما يه جور خواب در شب را تجربه كرديم ولي قطعا خواب پرستار در شب يه چيز ديگست.و اينكه آنقدر هنرمنده كه در يك فرصت كم و فشرده كارهاشو بسرعت انجام ميده..." خنده ام گرفته بود ..در جمعي كه مثلا فرهيختگان پرستاري بودند از اساتيد تا سياست مداران تا.... شنيدن آبكي تري تعريف و البته نسنجيده بودن آن بسيار تاسف آور بود.. وبعد البت جالبتر آن بود كه از نماينده محترم اصفهان دعوت كردند و او كه همان اول اعلام كرد 5 دقيقه صحبت مي كند ،بمدت 20 دقيقه از حضار تشكر مي كرد كه به ايشان و خانمشون راي دادند تا دوباره تشريف فرما در صحن مجلس شوند و بعد تعريف و تمجيد از خودش كه :من بودم 50% از بودجه چند ميلياردي را براي سلامت قرار دادم و شماره دادن و اعلام خدمات ارزنده اش... جشني بود والا.... ولي خب خبرهاي متنوعي هم شنيديم ،از مراكز اقامتي سياحتي ويژه پرستاران در مشهد و شمال تا خبر معاونت جداگانه پرستاري در دانشگاهها. و البته جديت، حساسيت و پيگيري مقام معظم رهبري در خصوص استخدام 100هزار نفر پرستار.. و در ميان شنيدن سخنراني تك تك مسولين و شلوغي و رفت و آمد مدعووين بود كه ايده هاي جديد ، مدام مثل جرقه ، شايد هم ترقه و يا نور افكن ذهنم را روشن مي كرد و احساس نو بودن مي كردم.. و البته غمهاي جديد كه....نگفتني است [ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 13:35 ] [ حیران ]
مقامات دوستداران فاطمه سلام الله علیها
پس از نزول آیه "و ان منکم الا واردها""مریم آیه 71" حضرت رسول بسیار غمگین شدند که چگونه امت او بر آتش وارد می شوند و رسول اکرم در خانه نشستند و هر قدر اصحاب از ایشان جهت افسردگی را می پرسیدند ،جواب نفرمودند تا آن که فاطمه زهرا را خبر دادند. فاطمه برخاست و خدمت پدر شرفیاب گردید و جهت افسردگی را از پدر سوال کرد. آن بزرگوار فرمودندکه خداوند چنین خبر داده و آیه را تلاوت نمودند. آن مخدره به گریه آمد. آنگاه جناب رسول خدا و امیر المومنین و فاطمه و حسنین علیهم السلام مسئلت نمودند از خداوند تعالی و خودشان را فدایی امت نمودند. آنگاه جبرئیل نازل شد و عرض کرد: ای محمد،خداوند تو را سلام می رساند و می فرماید : به فاطمه بگو که محزون نشو. من بجای می آورم آنچه را که تو دوست می داری. و این بشارت نظیر نزول آیه " و لسوف یعطیک ربک فترضی" است. [ دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 ] [ 12:14 ] [ حیران ]
خصایص مشترک و بلکه افضل صدیقه کبری با حضرت مریم
اول:پدر مریم پیغمبر بود ونام او عمران و پدر بزرگوار حضرت زهرا خاتم پیامبران و افضل ایشان. دوم:مریم را خداوند از نفخه حقه خلق فرمود و فاطمه زهرا از میوه های بهشتی. سوم:حضرت مریم در رحم مادرش سخن گقت و حضرت زهرا نیز در رحم خدیجه حدیث فرمود. چهارم:مریم را خداوند از مکاید زنان یهود نجات داد و فاطمه را هم از مکاید زنان یهود خلاصی فرمود. پنجم:در زمان ولادت مریم پدرش از دنیا رفت و اسم مریم را مادرش گذاشت،اما نام فاطمه زهرا را پدر بزرگوارش گذاشت. ششم:کفالت مریم را زکریای پیغمبر کرد و کفالت فاطمه را حضرت رسول فرمود. هفتم :مریم در بیت المقدس متولد شد و فاطمه در مکه. هشتم:مریم در محراب منزل داشت و فاطمه زهرا در حجره نبوت و مهد رسالت و طهارت سکونت داشت. نهم:از برای مریم رزق و نعمت از جنت می آمد و از برای فاطمه هم به دفعات عدیده از بهشت و به دعای ایشان مائده ای حاضر بود. [ دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 ] [ 11:49 ] [ حیران ]
در تساوي و بلكه شرافت فاطمه زهرا باانبياء اولوالعزم حضرت آدم اگر حضرت آدم در بدو خلقت به مفاد "و علم آدم الاسماء كلها" تعليم اسماء كردند، فاطمه زهرا ام الاسماء بود و عالمه به حقايق و قسميات اشياء من اول الدنيا الي آخرها و خود اسمي از اسماء حسني كه حضرت آدم به آن توسل جسته، نجات يافت. اگر حضرت آدم از خاك خلق گرديد،فاطمه زهرا طينت مرضيه و نطفه زكيه اش از ميوه بهشتي بود. اگر حضرت آدم از خوردن گندم بهشت، بيرون آمد و به زمين هبوط نمود، حضرت فاطمه از ايثار و بذل چند قرص نان تمام جنات ثمانيه را متصرف شد و آيات هل اتي براي او نازل شد. تساوي حضرت زهرا با نوح "ع" اگر آن جناب براي هلاكت قوم و خسران عاقبت ايشان چنان گريست كه معروف به نوح شد، فاطمه زهرا نيز از براي ضلالت اين امت مرحومه و سوء عاقبت ايشان چنان گريان بود كه عالم امكان را بيت الاحزان خود نمود. اگر نوح براي خود و ياران كشتي نجات از طوفان ساخت، نهايتا كشتي نجات ايشان بواسطه ولايت و دوستي فاطمه و پدر و شوهر و فرزندانش نجات پيدا كرد و از طوفان پناه جست . تساوي با حضرت ابراهيم خليل اگر در قرآن بر ابراهيم سلام كردند، سلام هم بر آل يس كردند و يس حضرت رسول است و اقرب اقربين آل يس فاطمه است. اگر بر حضرت ابراهيم آتش سرد و سالم شد،به فاطمه نيز آتش دنيا اثر نداشت و فضلا اتش آخرت. تساوي و فضل بر موسي اگر موسي در طور سينا از تجلي حق كه چون نوري از جبين خود بود از هوش برفت، از رخساره حضرت صديقه در صبح و ظهر و عصر ،انواري خاص به الوان مختلف هميشه درخشنده بود. تساوي با حضرت عيسي اگر عيسي خبر از ذخاير بني اسرائيل مي داد ، آن مخدره از علم ما كان و يكون خبر داشت. [ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 ] [ 0:44 ] [ حیران ]
تشرف جبرئيل به محضر فاطمه جبرئيل را براي اهل بيت رسالت دو شرافت بود،يكي به جهت وحي آوردن. يكي ديگر به جهت آمدن بدون وحي در زمين كه خود دليل بر نزول بركات و فيوضات است. جبرئيل بعد از رحلت پيامبر اگرچه وحي نمي آورد ، اما در شبانه روز پنج مرتبه بعد از اداء فرايض يوميه خدمت فاطمه زهرا مشرف مي شد و مشابه بر وحي حديث و اخبار مي نمود و فاطمه را تسليت مي داد. و مصحف فاطمه كه سه برابر قرآن است از حديث و اخبار غيبيه جبرئيل است. جبرئيل پس از رحلت فاطمه ديگر به زمين نيامد. [ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 ] [ 0:9 ] [ حیران ]
در نام گرامي فاطمه حضرت زهرا به نوريه سماويه و منصوره در آسمان،از بدو ايجاد و در زمين به نام فاطمه موسوم گشته و اين اسم جامع القاب ديگر آن بزرگوار است. چندين هزار سال قبل از ولادتش به فاطمه موسوم بوده و انبياء عظام اسم مبارك فاطمه را مي دانستند ؛ و در زمان مهالك ، خداوند را بدان اسم مبارك قسم مي دادند. لفظ فاطمه مشتق از فطم و فطيم بر وزن كريم طفلي را گويند كه از شير بريده و جدا شده باشد. و خداوند فاطم است يعني جدا كننده اولياء خودش از اعداء در دخول جنت و نار. و فاطمه يعني از شر و بديها جدا شده و بريده و خير محض است. [ پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 ] [ 23:37 ] [ حیران ]
خصيصه سوم و چهارم السيد از القاب مبارك حضرت صديقه كبري و لفظ سيد يعني رب و مالك و شريف و قاضي و كريم. حضرت صادق "ع" فرمود:"سيد كسي است كه با حق باشد." در معني سيد ، و آن وجوب اطاعت امر فاطمه زهراست بدون منصب امامت به طريق عموم يعني اگر فاطمه زهرا امري كند و حكمي فرمايد بر همه افراد و آحاد مردم لازم است اطاعت نمايند.و قول او قول پيغمبر خداست. كه حضرت رسول به حضرت علي فرمود:"امر فاطمه را اطاعت كن." الحوراء آن حوريه ايست كه چشمهاي آن سياه و به خوبي و نيكي گشاده باشد. و شدت سفيدي چشم در سياهي آن را گويند كه بيشتر به چشمان آهو شبيه مي كنند. و در وصف مخدره غالبا حوراء انسيه ديده شده يعني فاطمه حوري اي ست به صورت انس. [ پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 ] [ 23:24 ] [ حیران ]
خصیصه اول و دوم از بیست خصیصه حضرت زهرا سلام الله علیها بتول از القاب طاهره صدیقه است و مریم بنت عمران نیز بدین اسم موصوف بوده فاطمه بتول است یعنی منقطع است از رویت دم، یا از زنان از جهت فضل و دین و حسب یا منقطع از رجال یا منقطع از دنیا و نظایر آن. طاهره فاطمه را نزد خدا 9 اسم است. از آن جمله طاهره. و طاهر از اسماءالله است و چون در این عالم اسماء را مظاهری است، مظهر اسم طاهر ،فاطمه طاهره بوده. [ یکشنبه بیستم فروردین 1391 ] [ 23:35 ] [ حیران ]
القاب فاطمه زهرا سلام الله علیها و آن صد و سی پنج لقب است . و معلوم شد کثرت اسماء و القاب از برای هر کس دلیل بر شرف و قدر و علو مقام اوست وهر لقب هم اشاره به وصف مخصوص مشهور ان موصوف است و جناب صدیقه طاهره به واسطه شرافت ذات مقدسش و اوصاف ممدوحه اش در موارد عدیله به اسم مبارک و لفب شریفی به لسان خدا و ملايکه و ایمه طاهرین خوانده شده. و القاب بدین گونه است: 1.امة الله 2.انیة الله 3.بضعة رسول الله 4.زوجة ولی الله 5.کلمة الله التامة 6.حجاب الله المرخی 7.نخبة ابیها 8.ستر الله الکبری 9.کلمة التقوی 10.المزوجة فی الملا الا علی 11.الغرة الغرا 12.الزهرة الزهرا 13.العارفة بالاشیاء 14.المعروفة فی السماء 15.سید الاماء 16.حاملة البلوی 17.مبشرة الاولیاء 18.عدیلة مریم 19.زجاجة الوحی 20.مشکوة النوار 21.ثمرة النبوة 22.بقیة النبوة 23.ابنة الصفوة 24.عقیلة الرساله 25.والدة الحجج 26.صاحب الجنة السامیة 27.فلذة الکبری 28.تفاحة الفردوس 29.الفاضلة المحدثة 30جمال الآباء 31.شرف الابناء 32.صفوة الشرف 33.معدن الحکمة 34.موطن الرحمة 35.ریحانة النبی 36.روح بین جنبی المصطفی 37.المشرقة الرباعیة 38.بیضاء البضة 39.ودیعة الرسول 40.الناطقة با الشهادتین 41.الولیدة فی الاسلام 42.شفیعة الامة 43.قلادة الوجود 44.رکن الدین 45.الدعوة المستجابة 46.الطاهرة المیلاد 47.مقتول الولد 48.احدی الکبر 49.صاحب المصحف 50.صاحب الاحزان الطویلة 51.سیدة النساء الجنة 52.سیدة الامة 53.سیدة النساء هذة الامة 54.سیدة بناء آدم 55.سیدة النساء الولین و الآخرین 56.الکواکب الدری 57.اعز البریة 58.الخیرة من الخیر 59.المنعونة فی الانجیل 60.درة التوحید 61.قرة عین الخلایق 62.لیلة القدر 63.صلوة الوسطی 64.من برها خیر العمل 65.العاملة 66.الصابرة 67.الصادقة 68.المتهجد 69.القانعة 70.القانتة 71.الحبظ النابتة 72.الذورة الشامخة 73.العابدة 74.الشهیدة 75.الرشیدة 76.المضطهدة 77.صاحبة القبة 78.منهدة الرکن 79.الممتحنة 80.المغصوبة حقها 81.الممنوعة حقها 82.الکریمة 83.المظلومة 84. التقیة 85.النقیة 86.المتعوبة 87. عین المحجة 88.ناحلة الجسم 89.ودیعة المصطفی 90.بضعة النبی 91. ثالثة الشمس و القمر 92.صدف الفخار 93.الحبیبة 94.الکثیبة 95. الصفیة 96.المیمونة النسل 97.کلمة الطیبة 98.الدرة المنضدة 99.القدوة المسددة 100.خامسة اهل العباء 101.النبیلة 102. الجمیلة الجلیلة 103.المعصومة 104.العفیفة 105.الوحیدة 106. الوالهة 107.باکیة العین 108.محترقة القلب 109.معصبة الرأس 110.وسیلظ الرضوان 111.مصباح المنیر 112.عروة الوثقی 113.سقبتة النجاة 114.عین الحیوة 115. قرار القلب 116.زین الفواطم 117. نور الانوار 118.ذریعة الشیعة 119. عیبة العلم 120.وعاء المعرفة 121.حظیرة القدس 122.سماء الکواکب الدریة 123.سلاسة الفخر 124.فخر الایمة 125.برزخ النبوة و الولایة 126.بهجة الفواد 127.حجة الله الکبری 128.مهجة العالم 129.آیة الله العظمی 130ارومة العناصر 131.جرثومة المفاخر 132.ربیبة المکرمة 133.عالیة الهمة 134.القایمة فی الیل 135.الصایمة فی النهار. تمام این القاب و اوصاف در اسم مبارک فاطمه مندرج است [ یکشنبه بیستم فروردین 1391 ] [ 22:47 ] [ حیران ]
حدیث قدسی:"لولاک لما خلقت افلاک..." خداوند به رسولش فرمود: ای پیغمبر اگر تو نبودی ، زمین و آسمان را خلق نمی کردم و اگر علی نبود ، تو را خلق نمی کردم ؛ و اگر زهرا نبود هر دو شما را خلق نمی کردم. کسی نمی تواند برای عظمت صدیقه کبری حد و حدودی تعیین کند. چرا که فضایل ایشان دوش به دوش پدر و شوهر ایشان است. آنچه دلالت می کند بر عظمت پیامبر و امیر المومنین و فرزندانش ، همانا دلالت می کند بر وجود پر نور حضرت زهرا سلام الله علیها. [ یکشنبه بیستم فروردین 1391 ] [ 21:44 ] [ حیران ]
|
|||||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | |||||